هستی جونمهستی جونم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

هستی نفس مامان و بابا

اولین عید فطر با گل دخترم

1392/6/2 12:09
نویسنده : مامان هستی
312 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزدلم. امسال عید فطر همه واسه صبحانه مهمون عمومحسن بودیم خونه مامان بزرگ. خیلی خوب بود همه دور هم یه صبحانه حسابی خوردیم.عمو مسعود هم تو راه بود.قرار شد از اهواز بیاد و واسه ناهار خودش رو برسونه خونه مامان بزرگ.1 لباس جدید هم کردم تنت مامانی ام.خیلی ناز شده بودی.تا عصر اونجا بودیم اما چون تو خیلی خسته بودی و خوابت میومد زود برگشتیم خونه تا گل دخملم استراحت کنه.وقتی رفتیم خونه خاله رویا زنگ زد و گفت که فردا میان خونمون.اولین باری بود که محمدحسن کوچولو میومد خونمون. بعداز ظهر فردای عید با خاله اینا رفتیم کنار رودخونه. اونجا که رسیدیم بلندت کردم که بشینی تا تو هم بتونی آب رو ببینی خیلی دوست داشتی .1 لحظه گفتم بذارمت تنها ببینم می تونی بشینی دیدم آره دیگه نفس مامان میتونه بدون کمک کسی بشینه.قشنگم ممنون بابت این عیدی ای که به ما دادی. متاسفانه دوربین مونده بود خونه موبایلم هم شارژ نداشت که ازت عکس بگیرم گل دخترم.

اما مطلب بدون عکس هستی که صفایی نداره واسه همین از عکسای قبلیت میذارم تا مطلبش ارزش خوندن داشته باشه عزیزکم.قلب

تو این عکس داشتی شیطونی میکردی من اومدم یواشکی ازت عکس بگیرم اما تو از مامان زرنگ تر بودی نفسم

فدای اون خنده قشنگت جیگرطلا

 بالاخره ١ عکس از روز عیدفطر پیدا کردم.این عکس رو عمومجید گرفته.اینجا هستی جونم بغل آجی مریم  دختر عمو محسن نشسته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

فروشگاه لوازم جشن تولد نادین
24 مرداد 92 20:10
حضور شما دوست عزیز را در فروشگاه لوازم جشن تولد نادین ارج می نهیم.
مهتــــ❤ـــــاب مامان یلـــ❤ــــدا
25 مرداد 92 3:10
عزیزم سلاااااااااااااااام ماشالا به دخملی چه جیگریــــــــه
خوشحالم که همشهری هستیم
به جمع دوستامون خوش اومدین


سلام مامان یلدا جون.لطف داری شما.ماشالا یلدا جون هم خیلی خوردنیه.از آشناییتون خیلی خوشحالم